ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

شیرین زبونیهای وروجک خونه ی ما! 19/7/91

سلام خوشگل خانومای من. دو شب پیش وقتی که کم کم داشتیم برای خوابیدن آماده میشدیم،ثمین کوچولو یه کلمه گفت که آخرش حرف "س" داشت.هر چی فکر میکنم یادم نمیاد ،بس که ذوقشو کردم،بعد با اشتیاق بهش گفتم بگو بوس،با اون صدای ظریف و ناز خیلی قشنگ گفت:" بوس" و پشت سرش:"اتوبوس" و "ماست" یادمه ثنا هم که کوچیک بود موقع گفتن حرف "س" همینطور بود .کلمه هائی که آخرشون این حرف رو داشت،رو کامل تلفظ میکرد ولی "س" اول کلمه رو در ابتدا نمیتونست بگه و "ت" میگفت.یادمه عمو محسن کلی با ثنا کار میکرد .بهش میگفت بگو:اتوبوس میگفت بگو ماست میگفت:"ماس" میگفت بگو ثنا میگفت"تنا" دیشب کلاه عروسک ثنا رو آورده بود و گذاشت رو سرش و گفت:"مامان،اندازه نیس؟!" کفشهای نی نی خاله...
19 مهر 1391

ثنا و ثمین و روز کودک

فرشته های نازم،روزتون مبارک باشه.امیدوارم که همیشه سالم و شاد باشید.     روز جمعه ی گذشته موهای ثمین خانومی رو پسرونه کوتاه کردم به طرز فجیعی کوتاه شد.حالا تا کی بلند بشه!!!بابا هم انشااله از هفته ی آینده میان شیراز.تا حالا رفت و امد میکردن،چون هنوز میرفت بوشهر.برای همین مامان جون و خاله محبوبه رو نگه داشتیم پیش خودمون. امشب عمه مریم و دائی حسین و امیرعلی کوچولو مهمونمون بودن.کلی خوش گذشت.ولی جای بابا سبز بود. ...
17 مهر 1391

میرم مدرسه....جیبام پرِ فندق و پسته

باز هم موی مرا،مادرم شانه زده روی پیراهن من،نقش پروانه زده مادرم داده به من ،کیف زیبای مرا هست امروز قشنگ،همه چیز و همه جا پدرم باز مرا،میسپارد به خدا میکشد بر سر من،دست پرمهرش را روی لبهای همه،خنده مهمان شده است موقع رفتن من به دبستان شده است سلام سلام صد تا سلام به فرشته های ناز خودم و تمام دوست جونیهامون(13مهر91) بالاخره موفق شدم یه فرصت پیدا کنم و بیام و خاطره ی شیرین اولین روز مدرسه رفتن ثنا جونی رو بنویسم. اول که ما خبر نداشتیم که کی جشن کلاس اولیها رو میگیرن.یعنی پیش خودم فکر میکردم که پنجشنبه ست.ولی وقتیکه سه شنبه شب وسایلمون رسیدن و بالاخره اوردیم تو خونه ی جدید عمه نرگس و عمو علی گفتن که پرهام و علی فردا جشن دارن.اون شب...
17 مهر 1391
1